موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان تک و تنها
كه شاید دلت می سوخت و حالا تو نرفته بودی حالا بی تو پر دردم ، پر تردیدم و وحشت بی تو بودن خیلی تلخه ، مثل مرگه توی غربت همه شبهای بی تو ، اشك حسرت تو چشامه من كه باورم نمیشه ، شایدم خوابی باهامه ! میدونم بر نمیگردی، می دونم دوستم نداری تو همیشه دوری از من ، من خزونم ، تو بهاری كاشكی هر لحظه كه نیستی ،ببینی چقدر ضعیفم كه شاید دلت بسوزه ، واسه این قلب نحیفم بی تو بدون مثل مرگه ،مثل مردن توی خوابه عزیزم، تنهایی سخته ،مثل عشق بی جوابه اما تو رفتی و حالا ، دیگه هیچكی رو ندارم مثل ابرای بهاری، شب و روز دارم می بارم می دونم عشقت بزرگه ، حتی از سرم زیاده می دونم دلم كوچیكه ، طاقت درد و نداره اما عاشقی همینه ، اولش خبر نمیده واسه مردن پیش چشمات ، اون اجازه نمیگیره رفتی اما تا همیشه ، دل بهونتو می گیره بی وفایی اما قلبم ، همیشه واست می میره نظرات شما عزیزان: دو شنبه 6 تير 1390برچسب:, :: :: نويسنده : مهندس دانیال
![]() ![]() |